ابن فهد الحلي (مترجم: نائيجى نورى)
89
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى)
الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها « 1 » خداى را اسماى حسنى است ، خداى را با آن بخوانيد اى جويريه ! رسول خدا ( ص ) در حالت وحى بود و سرش در دامن من بود و من نماز عصر را نخوانده بودم پس خورشيد غروب كرد و من نماز عصر را هنوز بجا نياورده بودم به من فرمود آيا نماز عصر را خواندى ؟ عرضه داشتم خير : فرمود بار خدايا على در طاعت تو و حاجت پيامبرت مشغول بود و به اسم اعظم خداى را خواند ، و خورشيد براى من بازگشت پس من به آرامى نماز گزاردم سپس غروب كرد بعد از اينكه طلوع كرده بود پس او - كه پدر و مادرم فدايش باد - خواند ، به من ياد داد پس من الان خداى را با آن خواندم اى جويريه حقيقت در قلوب مؤمنين روشنتر از القاى شيطانى است ، همانا من از خداى خواستم كه القاى شيطانى را از قلب تو بر دارد در قلب خود چه مىيابى عرض كردم : اى آقاى من آن ترديد از قلب من برفت . بدان كه اين گفتار آن حضرت كه فرمود : « وقتى كه از خلايق نخواهد ، به عبوديت اقرار نموده است » دليل بر اين است كه ايمان سائل ، ضعيف ، و ايمان اميدوار ، قوى است ، زيرا وقتى بخشندگان غير خدا را نفى كرد ، از درخواست از غير حق تعالى رويگردان مىگردد . و توحيدش خالص مىشود و عبوديتش كامل مىگردد . و در اين معنا رواياتى از امام صادق عليه السلام ، در گفتار حق تعالى كه فرمود : ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ « 2 » : اكثر مردم ايمان به خداى نمىآورند جز در حالى كه مشرك هستند ، وارد شده كه امام فرمود : منظور از اين سخن مردى است كه مىگويد اگر فلانى نبود ما هلاك مىشديم و اگر فلانى نبود من به چنان چيز نمىرسيدم و اگر فلانى نبود عيال من از دست مىرفت آيا نمىبينى كه اين مرد براى خدا در ملكش شريك قايل شد كه روزى مىدهد و بلا را دفع مىكند ؟ عرضه داشتم : آيا اگر اين طور بگويد خدا بواسطهء فلانى بر من منت نمىگذاشت هلاك مىشدم ؟ فرمود : اين طور و نظير آن عيب ندارد . و فرمود : شيعه ما كسى است كه از مردم چيزى در خواست نكند و لو از گرسنگى بميرد و به همين خاطر گواهى سائل و گدا مردود است . پيامبر اكرم ( ص ) فرمود : شهادت و گواهى كسى كه پيش مردم دست دراز مىكند ، مردود است . و امام على بن الحسين عليه السلام : در روز عرفه به مردى نگاه كرد كه از مردم گدايى ميكرد فرمود : ايشان بدترين مردم خلق خدا هستند مردم به خدا روى آوردند و ايشان به مردم روى
--> ( 1 ) . 7 / اعراف ، 180 . ( 2 ) . 12 / يوسف ، 106 .